مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

پسر من

21 بهمن پسرم وارد سیزده سالگی شد و دقیقا یک ماه هم هست که شروع کرده به ژل زدن به موهایش.مدام میپرسد که مامان موهایم خوب شده است؟ چند روز پیش هم که از مدرسه برگشته بود، سوال کرد که مامان به نظرت من هم ازدواج میکنم؟ از یک طرف دلم برایش ضعف میرود بس که دوستش دارم و از سوی دیگر ته دلم میترسم! نگرانم، نگران مسیری که پیش رو دارد.انچه که در انتظارش است. افرادی که سر راهش قرار خواهند گرفت و هزار دلهره دیگر. اما میدانم از ان ادمهایی هستم که به راه عقیده دارم این که هرکس باید راه خودش را برود. اهل سخت گیری زیاد، نصیحت کردن زیاد و بکن نکن های زیاد نیستم. خیلی نکته های زندگی را در قالب قصه ها و سرنوشتها برایش تعریف میکنم و قضاوت را به خودش وامی گذارم و البته یک چیزی هم هست بین من و خدایم . همیشه از او میخواهم بهترین ها را سر راه فرزندانم قرار دهد. این که من بیش از هر چیز انها را به او سپرده ام. که ناتوانم از در افتادن با حساب و کتابهای این دنیا و او برای من در این راه کافیست.

نویسنده : نگین نادری : ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :