مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

خانه تکانی و خرید

و من چند روزیست که رسما وارد پروژه عظیم و طویل خرید و خانه تکانی شب عید شده ام و این خانه تکانی هم از ان چیزهایی است که به ان عشق و نفرت توامان دارم! از یک طرف متنفرم که نظم کار و زندگی ام مختل میشود و همه چیز برهم میریزد و قاطی پاطی میشود و از یک طرف بعد از تمام این بند و بساط یک جور حس شیرین از این طراوت و پاکی و تغییر، بوجود میاید. خوشبختانه امسال زود جنبیدم و یک خانم کارکشته برای کمک پیدا کردم که همه چیز زودتر سر وسامان یابد. در مورد خرید هم امسال کارم سخت تر شده است! امسال بچه ها بزرگتر شده اند. خودشان نظر میدهند که چه میخواهند و چطور میخواهند و البته خودم که به گمانم دیگر حسابی بزرگ شده ام! اشتیاقی به خرید رفتن برای خودم ندارم. هرچند دارم به دوختن یک مدل مانتوی خوشگل و خاص فکرمیکنم.به جایش رفته ام برای خودم یک رمان دوست داشتنی پانصد صفحه ای خریده ام به نام " قطار شبانه لیسبون " . در این هیر و ویر مشغول خواندنش هستم  و حسابی کیف میکنم. البته گفته باشم، اول فیلمش به دستم رسید اما هفت تا سوراخ قایمش کرده ام تا اول کتاب را بخوانم و نمیدانید چه لذتی دارد این دل دل کردن میان فیلم و کتاب! بعدا در موردش خواهم نوشت.


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :