مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

خانه ی فخر الدوله

پدر بزرگی داشتم (پدر پدری) که استاد گچبری و ایینه کاری بود. خدا بیامرزدش و روحش را شاد کند، الان که فکر میکنم میبینم برای خودش یک پا هنرمند بوده است با این که سواد نداشت اما بسیار ماهرانه نقوش پیچیده ی هندسی را بر سقف پیاده میکرد .هنری که هیچگاه قدرش ان طور که باید شناخته نشد و شاید تا الان منقرض شده باشد. ایینه کاری را که حتما همه در بقاع متبرکه و امامزاده ها بر سقف گنبدی شان دیده اند. اما گچبری هنر زیبایی است جدا از گچکاری. گچ کاری همین گچ سفید کشیدن بر دیوار ساختمان هاست، اما گچبری بوجود اوردن نقوش گل و مرغ و نقش و نگار های متفاوت است با دست بر سقف تالارها و اتاق ها.چیزی که خیلی وقت پیش جای خود را به گچبری پیش ساخته داد والبته تا گچبری با دست و ظرافت موجود دران را ندیده باشید هرگز به تفاوت از زمین تا اسمانشان پی نخواهید برد.القصه این مقدمه را گفتم تا برسم به ماجرای خانه ی فخرالدوله که خانه ای و قدیمی و تاریخی است و من بارها از زبان پدر بزرگم شنیده بودم که هنگامی که حدودا 9 سال داشته شاگرد استاد گچبر این خانه بوده و از دست خود خانم فخرالدوله هم انعام گرفته است و خوبی و نیکویی این خانم فخرالدوله زبانزد خاص و عام بوده است.از شما چه پنهان ما  هیچوقت اثری از اثار این خانه ندیده بودیم تا چند سال پیش که شروع به مرمت و بازسازی این خانه به زیبایی هر چه تمام تر کردند و حیاطش را گلکاری کردند و بر در و دیوار حیاطش نقاشی های زیبایی از طهران قدیم کشیدند و به عنوان مکان تفریحی کوچک ، اما زیبا به اهالی محل تحویل دادند و مردم بسیار استقبال کردند....پس ازگذشت حدود دو یا سه سال نمیدانم چه شد که این خانه تبدیل شد به خانه ی مداحان اهل بیت(ع).درب ان نیمه باز شد و حیاط ان خلوت و سوت کور و نقاشی های زیبای روی دیوار بی رنگ و رو . دیگر از ان همه پیر مرد و پیرزن و کودکی که عصر خود را در ان میگذراندند خبری نیست ان هم برای قسمتی از شهر که به علت قدیمی بودنش فضای سبز و تفریحی بسیار کم دارد و چونان گنجی کوچک به حساب میامد. شاید برای  هم اندیشی مداحان محترم و گرامی ، یک اپارتمان کوچک و ساده هم کفایت میکرد!!!

  

 

 

 


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :