مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

نقطه ی عطف

در نشریه ای مصاحبه ای را میخواندم.یکی از سوالاتش عبارت بود از این که: میتوانید جای/کسی/چیزی را نام ببرید که زندگی تا را به دو قسمت قبل و بعد تقسیم کرده باشد؟

بعد به نظرم امد که این سوال، عینا همان سوال کلیشه ای و قدیمی" نقطه عطف زندگی شما کجاست؟" میباشد که فقط به شکلی دیگر مطرح شده است. نقطه ی عطف یک زندگی دقیقا جایی است که زندگی در ان تغییر اساسی میکند.به نوعی،تغییر جهت میدهد و دقیقا میشود جایی که قبلا بودی و بعدا نبودی یا قبلا نبودی و بعدا بودی.  همه ی ادمها حداقل یک مقطع را در زندگی شان دارند که برایشان نقطه ی عطف است وچه بسا که بیشتر هم باشد.یادش به خیر استاد ریاضی ای داشتیم که موقع تدریس درس نقطه عطف،به عنوان مثال، قبولی در دانشگاه و ازدواج را عمومی ترین و اساسی ترین نقاط عطف برای یک زندگی برمی شمرد. اما من فکر میکنم چیزهای زیادی هستند که میتوانند نقطه عطف یک زندگی قرار بگیرند.یک شکست، یک پیروزی و موفقیت، یک عشق، یک نفرت، یک دیدار و... یاخیلی چیزهای دیگر.در مورد خودم خوب که فکر کردم دیدم نقطه عطف زندگی ام دقیقا جایی است که من دوست دارم این گونه تعریفش کنم"جایی که قبل از ان عاشق ریاضی بودم و بعد از ان عاشق ریاضی نبودم" و این یعنی که روزی بود و روزگاری بود که من ریاضی را خیلی خیلی دوست داشتم و چه شیرین روزگاری است زمانی که اخر لذت برایت لذت حل مسئله باشد .مسئله ای که شاید گاهی روزها و هفته ها در خواب و بیداری فکرت را مشغول میکند.باور کنید این ماجرای حل مسئله در خواب خزعبلات نبوده و نیست و هیچ وقت هم نخواهد بود.این روزها که گاهی سرم شلوغ است و خیلی کار دارم ومثلا یادم میرود که دیروز فلان چیز را کجا گذاشته ام، یادم میافتد که ایا این من بودم که سر جلسه چهار و پنج ساعته امتحان جبر،هجده برگه امتحانی را یک ریز و بی وقفه نوشتم و بالاترین نمره کلاس را اوردم.بعد مطمئن میشوم که نقطه ی عطف زندگی ام را کاملا درست و به جا تشخیص داده ام و البته که شما هم مطمئن باشید ادرس درست و دقیقترش را خودم خوب خوب میدانم! و جایی بر منحنی زندگی ام با نقطه ای قرمز علامت گذاشته ام. یادش به خیر.

 


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :