مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

یک شهر و هزار نرخ

موقع خرید باید حسابی چشم و گوش مان را باز کنیم ودقت کنیم که کلاه سرمان نرود. چون میبینید که قیمت یک کالا در دو مغازه کنار هم یا با مغازه ان دست خیابان کلی اختلاف قیمت دارد. از یک محل با یک محل دیگر که نگو این اختلاف قیمت بیشتر هم میشود.کلا انصاف در بین  اکثر کاسب کارها کم رنگ شده است و  میخواهند که تیغشان هرچه که میتواند ببرد و متاسفانه در بین جوان تر ها این انصاف را کمتر و کمتر میبینیم .  قدیمی ترها باز به اصل و قانونی در خرید و فروش و سودشان  پایبند بودند اما امروزی ها قانون هرچه بیشتر ،بهتر را خوب بلدند و این وسط تکلیف حلال و حرام  بودن چه میشود را نمیدانم.

 برای لباسی که در پست قبل گفتم دنبال حریر بنفش رنگ بودم. یک حریر بسیار نازک با یک رنگ بنفش خاص که هرچه گشتم پیدا نکردم به بازار و مراکز اصلی پارچه فروشی سر زدم و تفریبا نا امید شده بودم. با ماشین در حال گذر از  خیابانی باریک بودیم که مغازه ی کوچک پارچه فروشی ای توجهم را جلب کرد و یک رنگ بنفش در اخرین طبقه ی قفسه هایش به چشمم خورد.زودی پیاده شدم و سراغش رفتم.صاحب مغازه پیر مردی بود که وضو گرفته بود تا برای نماز به مسجد برود. ان پارچه بنفش، حریر بود و اتفاقا مناسب کار من. پیر مرد گفت که خرید چند سال قبلش است و ان را متری 5000 تومان حساب کرد و من تعجب کردم چون بازار  زیر متری 12000 تومان حریر نبود.پیر مرد بعد مغازه اش را بست و رفت که نمازش را بخواند. با ارامش و با خیالی راحت.

 

 


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :