مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

فکر یک کودک

هر شب با بچه ها به هیأت نزدیک خانه مان میرویم.خوشبختانه محله ی ما عزاداری هایش واقعی واقعی است. در خیابانهایش زیاد خبری نیست .نه سالن مد است و نه مجالی به جولان دخترها و پسرها.که اصلا دخترها و پسرهایش از ان جنس  نیستند.هر چه هست داخل خانه هاست و تکیه ها.به هر حال دیشب در حال رفت، پسرم پرسید: مامان ، حضرت ابوالفضل(ع) به امام حسین(ع) حسودی نمیکردند؟...جل الخالق! داشتم فکر میکردم بچه های این دوره زمانه چه سوالهایی که نمیپرسند! ناگهان شصتم خبر دار شد که این سوال از کجا اب میخورد.گفتم: به خاطر ناتنی بودن برادری شان این حرف را میزنی؟گفت بله و ادامه دادم:حتما داری با جومونگ و تسو مقایسه شان میکنی؟!که نطقش باز شد و کلی از ماجرا های جومونگ و تسو بر سر تصاحب قدرت را تعریف کرد و من هم تا جایی که میشد از برادری امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل(ع) گفتم و گفتم و گفتم....


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :