مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

دعوت کردن یا نکردن!

خانم ر، سه سالی هست که ازدواج کرده است. از همان ابتدا مادر شوهر عزیز! نرفت زیر بار دعوت کردن پسر و عروسش برای شام یا ناهار.و خانم و اقای ر، هر وقت برای سر زدن به مادر شوهر و پدر شوهر به خانه شان میرفتند ، غالبا گرسنه بر میگشتند یا گاها پدر شوهر زحمت میکشیدند و کالباس اماده میکردند. یا پیتزا میخریدند.مادر شوهر و خواهر شوهر عزیز،هیچ وقت پا در اشپزخانه نمیگذاشتند! خانم ر، اما یک کدبانوی تمام عیار است و دست پخت خوب و سلیقه ی بی نظیری دارد. زرشک پلو با مرغ ، دلمه فلفل  و کشک بادمجون های فوق العاده ای درست میکند.یکی دوباری با سلیقه ی تمام از قوم شوهر پذیرایی کرد و گذشت و گذشت تا چند وقت پیش که خانواده ی اقای همسر ، هوس سر زدن به خانه پسرشان را کردند و از انجا که خانم و اقای ر بسیار خوش مشربند، این سر زدن به وقت شام کشید و خانم ر،  اقای ر  را برای سوسیس درست کردن روانه ی اشپزخانه کرد و خودش در کنار خواهر شوهر عزیز نشست... ان شب موقع رفتن ،مادر شوهر عزیز، اقا و خانم ر،  را برای شام جمعه شب دعوت کرد و البته یک البالو پلوی اساسی با سوپ جو و البته سایر مخلفات، تدارک دید. 


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :