مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

ما بد شده ایم یا زمانه؟

زنگ زده ام که برای جمعه شب، شام دعوتشان کنم. انچنان تعارف تیکه پاره میکند که نگو و نپرس.چنان شاکی است که چرا شما سری به مانمیزنید؟ حتما باید دعوتتان کنیم! شما یاد ما نمیکنید و حالی از ما نمیپرسید! من هم صادقانه گفتم که  اتفاقا میخواستیم بیاییم خانه تان شب نشینی. اما فلان شدو بهمان شد و تصمیم گرفتیم خودمان یک مهمانی بدهیم وگرنه الان داشتم میگفتم که شب هستید، بییاییم خانه تان....به این جا که رسید لحن صحبتش تغییر کرد که البته من اصلا از تو توقع ندارم اخر بچه داری و چه و چه.... و بقیه اش هم بماند....

این سالها نالیدن یک جور هایی  مد شده است!همه در حال شکوه و گلایه از دوره و زمانه هستندو همه چیز را گردن زمانه میاندازند. اما به نظرم این  خود ما هستیم که بد شده ایم و خودمان هستیم که زمانه را بد کرده ایم.نمونه اش هم همین که گفتم.حالا خوب است که خانه شان قصر است و در امدشان نجومی! هر چند که شاید میشود صداقت و سادگی را در جاهای ساده تر، ساده تر پیدا کرد!


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :