مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

تهران

چنان از جا به جا کردن پایتخت حرف میزنند انگار که می خواهند یک چمدان لباس را جا به جا کنند! خنده ام میگیرد.می خواهند مسئله را با راهی حل کنند که خودش هزاران مسئله می افریند.شاید هم میخواهند خودشان را به ان راه بزنند که مثلا دارند مسئله حل میکنند.اصلا همه را مشغول کنند که مسئله حل کنند و مسئله حل کنند. ان وقت که تهران را از همه طرف کش میدادند و کش میدهند کسی نبود و نیست، که دنبال مسئله بگردد؟ ان وقت که برایش دریاچه میساختند کسی نبود که ببیند دارند به موازاتش یک اقیانوس اپارتمان میسازند برای از ما بهتران. کسی نیست ببیند که مگر مسیر راه کنار رودخانه اوشان و فشم چند تا رستوران ان چنانی لازم دارد؟چند تا ویلا روی صخره ها جا می گیرد؟ خدا را شکر، به گمانم یک نفر هست که مواظب باشد نوک قله توچال اپارتمان سازی نکنند! وگرنه که هر جا یک وجب جا پیدا شد ساختند و بالا رفتند .

دلم برای تهران میسوزد. باید تهرانی باشی، نه نه ، باید طهرانی باشی تا دلت این طور برای تهران بسوزد. این شهر خوش رنگ و لعاب که از دور دل را میبرد و از نزدیک... نه دلم نمی اید که بگویم. من دوستش دارم. 

 

  

 

نویسنده : نگین نادری : ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :