مستقیم وب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ

خواستن......توانستن......؟!

ادم است و ارزو هایش. ادم است و خواستن هایش. خواستن مال، خواستن شهرت، خواستن دانایی، خواستن زیبایی، خواستن عشق و هزاران خواستن کوچک و بزرگ دیگر که هرکس به فراخور احوالاتش سراغش میرود.مقصودم از احوالات همه ان چیزهایی است که در طی این مسیر میتواند تاثیر گذار باشد.هر انچه که هرکس به تعریف خودش در این راه دخیل میداند. اما یک چیز را همیشه شنیده ایم و با ان بزرگ شده ایم. این که" خواستن توانستن است ".ادمهایی هستند که خواسته اند و خواسته اند و اتفاقا به اخر توانستن هم رسیده اند. نوک قله اش هم ایستاده اند. اما ناگهان زیر همه چیز زده اند. قید همه چیز را زده اند. میگویند امام محمد غزالی پس از رسیدن به کلی مدارج بالای علمی و فقهی و تدریس در مدرسه نظامیه، ناگهان به مقام و شهرتش پشت پا زده و به اسم رفتن به سفر حج فرار کرده و معتکف مسجد دمشق شده و جارو کشی میکرده.به زائرین خدمت میکرده. میگویند فضیل عیاض اخرِ طراران زمان خود بوده و و ناگهان یک روز سر به کوه و بیابان گذاشته. میگویند انیشتن باور داشته که(( بهترین کار ان است که هرکس بتواند نان روزانه خود را از دکه ای پینه دوزی بدست اورد و اوقات فراغت خود را صرف مطالعه و تجسس بی غرض کند.)) بوده اند ثرتمندانی که تمام مال و اموال خود را به فقرا بخشیده اند و ساده زیستی پیش گرفته اند... می بینید... گاهی اخر اخر خواستنها، نخواستن است! نتوانستن را نمیگویم.اتفاقا قبل از رسیدن به این نخواستن، اخر توانستن است.اما اوج هنر انجاست که اخرِاخر توانستن باشی ، اما نخواهی. باکمال قدرت بایستی، بتوانی اما نخواهی!

دنیای امروز ما اما با دنیای غزالی و عیاض و که و که ، فرسنگها فاصله دارد. ادمهایش با ادمهای ان دوران، تومنی هفت صنار فرق دارند. این روزها دنیای ادمها شده است زیادی خواستن. ان هم خواستنهایی که راه درست و صحیح رسیدنش را نمیدانند. دنبال میان بُرند. از همدیگر نردبان میسازند برای بالا رفتن و این شده است که خواستنها و توانستن هاشان شده است بلای جان دنیا و اخرتشان...


نویسندگان وبلاگ:
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :