حسرت

گاهی می شنویم که میگویند فلانی جوانی کرده و این جوانی کردن یک جورهایی معنای خامی و نپخته بودن را میدهد و گاهی معنای حال و احوال خوش جوان بودن را ، سر وگوش جنبیدن و شیطنت کردن. بعضی وقتها هم میشنویم که میگویند فلانی کودکی نکرده.انگار که حال واحوال بد روزگار یک باره پرتابش کرده میان ادم بزرگها و مجبورش کرده مثل انها شود.

جوانی کردن هر معنایی که بدهد خوب است که ادم جوانی کرده باشد. جوان باشی وجوانی نکنی و به راه رسم دیگری از روی پل جوانی ات بگذری! یا اصلا فرقی نمیکند، کودک باشی و کودکی نکنی ! یا حتی اگر فرصت پیر شدن را پیدا نکنی و خدای نکرده زودِ زود بار بندیلت را جمع کنی و روانه خانه اخرت _ که میگویند اصلِ  یوم الحسرت است- شوی ،  ان وقت یک جای زندگیت لنگیده. مخصوصا کودکی و جوانی که اگر نکرده باشی و از رویشان پریده باشی ان طرف - ان طرف که اینجا جلوی چشمت است - ان وقت حسرت هایی هست که رهایت نمیکند....

/ 2 نظر / 11 بازدید
نیلوفر

عزیزم کاش یکی پیدا میشد زودتر اینارو به آدم میگفت تا آدم دقیقا هر مرحله ای رو که رد کرد و دیگه تموم می شد تازه نمی فهمید که باید چیکار میکرد و نکرد. همه ی اینا میشه حسرت [نگران]

نسیم

افسوس که بیشتر ما موقعی به این واقعیات پی میبریم که دیگه دیره . هر چقدرم بخوایم به نسل بعدی یاد بدیم باز آدما دوست دارن خودشون یه چیزایی رو تحربه کنن و چرخه هی تکرار میشه.