ازدواج ماریا براون / the marriage of maria braun

 در بحبوحه جنگ جهانی دوم ، مراسم عقد ماریا در دفتر خانه ازدواج در حال انجام است. او و نامزدش بله را گفته اند که بمباران هوایی اغاز میشود و حاضرین پا به فرار میگذارند. داماد به هر ترفندی هست عاقد را نگه میدارد تا سند ازدواج این دو دلداده را مهر کند. ماریا عاشقانه ازدواج میکند و ما بلافاصله پرتاب میشویم به دوران پس از جنگ و ماریا را میبینیم در حالیکه پلاکاردی از اسم وعکس همسرش بر گردن اویزان کرده در ایستگاه قطار پرسه میزند. گفتگوهای او با سایر زنان بیان کننده حال احوال درونی زنان است بدون مردانشان. و ما کم کم میفهمیم که عمر همسر داری ماریا، کمتر از یک شبانه روز بوده  همسر به جبهه رفته و مفقود الاثر است.از این جا به بعد فراز و نشیب زندگی ماریاست و رو یارویی اش با زندگی با جنگ با غریزه با واقعیت. ماریای زیبا، باهوش،صادق، کاردان ، زرنگ و البته خودخواه. او همه چیز را با روش خود پیش میبرد هرچند پایانی که در انتظار زندگی اوست چیزی نیست،  جز تاییدی بر این که زندگی انقدر ها  هم که ادمها فکر میکنند ، دو دو تا چهار تا بر نمیدارد! شاید اگر ماریا به ترانه ای  که بارها و بارها در روزهای جنگ، با دخترهای دیگر زمزمه می کرد باور داشت،  سرنوشت دیگری انتظارش را میکشید....

((برای عشق از دست داده اشک مریز ، در این دنیای پهناور باز هم ادم هست  ، در دریای بیکران هزاران ماهی هست))

 

 

کارگردان: رینر ورنر فاسبندر - محصول 1979 المان غربی - ژانر: درام

/ 3 نظر / 64 بازدید
نسيم

آخ جون يه فيلم ديگه

نیکوفر!

چه زیبا، در حد خواندن همین چند خط که نوشتی هم لذت بردم. بزار کنار لطفا. فعلا بعد از مدتها که فیلم ندیده بودم سه گانه ی before را دیدم. خسته نباشم [چشمک]

سپهر

یه چیز رو صادقانه اعتراف میکنم تا حالا ندیدم خانمی این طور به سینمای خاص,اون هم سینمای فاسبیندر علاقه نشون بده نفس دیدن فیلمی از فاسبیندر درک شما رو از هنر هفتم نشون میده بهتون تبریک میگم