یک مامان فوتبالی

من یک مامان فوتبالی ام که سالیان سال است مسابقات جام جهانی فوتبال را دنبال میکنم. دورترین جام جهانی که در خاطرم مانده است مربوط میشود به دوره ای که ارژانتین و انگلیس معروف ترین بازی شان را با هم انجام دادند. یادم میاید پدر چنان با دقت ماجرای اختلاف انگلیس و ارژانتین بر سر جزایر مالوینوس را برایمان تعریف کرد که دیگر فوتبال نمیدیدیم بلکه یک نبرد تن به تن حیثیتی می دیدیم  که باید ارژانتین پیروز میشد تا روی انگلیس را کم کند!...امروز وقتی پا به پای پسرم به تماشای مسابقات جام جهانی می نشینم و دل به دلش میدهم، با شور و هیجان خاصی، از اتفاقات ریز و درشت  دوره های قبل میگویم. از مارادونا و گل دست خدایش، از رودی فولر و پرتاب کتانی اش، از باجو و بکام و پنالتی هایی که گل نکردند، از روماریو و ببتو بِشکنهای بعد گل زدنشان، از کله شکسته اندریاس برمه، از کف پای کعبی توی صورت فیگو، از قیافه الکسی لالوس امریکایی و گل استیلی وخیلی چیز های دیگر که میدانم شنیدنشان از دهان منِ مادر ، لطف دیگری برایش دارد. او با اشتیاق میگوید که هیچ مادری را ندیده است که به اندازه من اطلاعات فوتبالی داشته باشد.من پای ثابت فوتبال دیدنهای او هستم و البته گفته باشم، با همان شدت و علاقه ، والیبال ها را هم دنبال میکنیم.

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

ازتون راضی ام و بهتون افتخار میکنم [بغل]

مریم

عزیزم.خوش به حال پسرکتون.منم فوتبالیم و هر از چند گاهی چیزهایی از قدیم یادم میاد و برای همسر تعریف میکنم انگار برق گرفته باشدش میگه تو اینا رو از کجا یادته[نیشخند].

مارال

چه مامان فوتبال دوست و با اطلاعی. خیلی خوبه که ای همه اطلاعات و خاطرات فوتبالی دارید.

نسيم

ماشالا به اين حافظه ! چقدر همه چيز خوب يادتون مونده.

دلابانو

ایول. پسرتون چه لذتی می بره از این فوتبال دیدناش. من یه دوره خیلی کوتاه تو نوجوونی فوتبالی شدم ولی دیگه جاذبه ای نداشت و نداره واسم! مامان جونی ما امسال یه شب والیبال دیده دفعه بعدش پای فوتبال یهو دچار یه سوال فلسفی شده که چرا اینا تو همن الان؟ چرا جدا نیستن؟؟؟؟ چرا تو زمین خودشون نیستن؟؟؟ ما که هاج و واج مامان جونی رو نیگا می کنیم که یعنی چی؟؟ بعد می بینیم بابا می خنده می گه خب تازه والیبال دیده مامان قاطی شون کرده باهم! مامان ما از این طرفی تکه فداش بشم!

شعیب

سلام گمشده ی این نسل اعتماد است نه اعتقاد اما افسوس که نه بر اعتماد اعتقادیست و نه بر اعتقاد ها اعتماد...

زردالو

[گل][گل][گل]

سپهر

خاطرات شما واقعا برای من خاطره انگیز بود.به خصوص اون قسمت "از قیافه الکسی لالوس امریکایی"[لبخند]

دلابانو

بله! درست می گید. رمضانتون مبارک مارو هم دعا کنید نگین خانوم

شعیب

سلام خدایا ما مومنیم به اینکه هر که دلش هوایی تو شود تو هوایش را داری