دو ترفند زنانه!

دختر خانمی از بستگان که تقریبا شش ماهیست ازدواج کرده تعریف میکرد که یک شب کوکوی سیب زمینی اش وا میرود و خُرد و خمیر از اب در میاید. اقای همسر که خسته و گرسنه از سر کار باز میگردد .میخواهد به اشپزخانه سرک بکشد، خانم با شیرین زبانی البته اعشته به چربی ! میگوید که شما خسته ای فقط بنشین .امشب شام ساندویچی داریم. بعد هم خرده کوکو ها را لای باگت پر میکند و رویش کاهو و گوجه فراوان و اقا هم با هزار ولع و به به چه چه که خوبه خیلی شبها ساندویچی بخوریما!

یاد خانم د افتادم که الان هفتاد ساله است و این طور تعریف میکند که وقتی در چهارده  سالگی ازدواج کرده ان اوایل با مادر شوهر و خواهر شوهر در یک حیاط بوده اند. از ان خانه قدیمی ها که دور حیاط پر از اتاق است. یک بار کوفته های خانم د ،که برای ناهار درست میکرده، شروع به وا رفتن میکند و او که تنظیف نداشته، جوراب نایلونی نویی را که داشته ( همان جوراب شیشه ای خودمان ) تکه تکه میکند و کوفته ها را در ان میپیچد و گره میزند و درون قابلمه می اندازد و هنوز نفس راحت نکشیده یکی از همسایه های فضول سر میرسد ودر قابلمه را بر میدارد و از یک قابلمه جوراب در حال جوشش وحشت می کند که خانم د با زیرکی تمام میگوید شنیده ام اگر جوراب های نایلونی رابجوشانیم اصلا در نمیروند و خانم همسایه هم شادان و خندان میرود که جوراب هایش را بجوشاند! و البته کوفته ها هم یکی از بهترین کوفته های خانم د از اب در میاید.

بعد به خودم فکر کردم که هیچ وقت از این مدل کارها نکرده ام. یعنی پیش امده که غذایی خراب شده یا اتفاقی چیزی پیش امده و من همان اول خیلی راحت  ان را مطرح کرده ام، حنی اگر خیلی خیلی بدتر از این اتفاق ها افتاده باشد. به هر حال خانم د و ان دختر خانم از دو نسل کاملا متفاوتند و هر دو خود را ازان سیاست مدارهای زندگی میدانند و من به گمانم ازان بی سیاست های روزگارم! ... 

/ 5 نظر / 6 بازدید
نیلو

سیاست کلا چیز کثیفیه [وحشتناک]

زردالو

[خنده] خیلی باحال بود :)) منم میرم همش میگم که خراب شد [نیشخند] البته الان مدتیه به این نتیجه رسیدم هیچ وقت نگم چیزی خراب شد. بذارم اگه خود طرف فهمیدم بگم عهههه... به نظرت خراب شد؟ :دی چه درسها که آدم نمیگیره از این داستان [لبخند] بخصوص مورد جوراب! که چطور همسایه محترمو پیچونده [خنده]

باران

من يكي كه اگر چيزي رو خراب كنم و همسر نفهمد خودم بهش ميگم

مریم

به نظر من اینا بیشتر خلاقیتن تا سیاست[متفکر] [لبخند]

مامان آوا

سلام . بامزه بود وبا چند جمله شاید جلوی اعصاب خوردی هم گرفته میشه[لبخند]