امروز

 یک مرد که راننده تاکسی است. ان هم از نوع منظم و مقرراتی.کنار خیابان پارک میکند تا ناهار بخورد.زنی بیمار سوار ماشینش میشود و از وی میخواهد تا او را به بیمارستان برساند و این بیمارستان رساندن چنان پر ماجرا ست که نتیجه اش میشود " امروز " رضا میرکریمی.

زن تنهاست بیمار و باردار. ادرس بیمارستانش را هم درست نمیداند و راننده مجبور است در خیابان چرخ بزند تا پیدایش کند. در طول این مدت زن از درد به خودمیپیچد و مدام حرف میزند. ازاقایی که قرار است در بیمارستان باشد و کارش راه بیاندازد و از فک و فامیلی که قرار است وقتی خبر دارشدند بریزند بیمارستان ملاقاتش. اما نه ان اقا هست و نه فک و فامیلی. زن میترسد و چون میترسد دائم حرف میزند. حرف میزند از چیزهایی که نیستند، وجود ندارند! زن تنهاست و از تنهایی پای میز پذیرش بیمارستان رفتن، می هراسد. فقط باید زن باشی تا بدانی باردار بودن و تنها بودن چه ملغمه ی ترسناکیست! از مرد( راننده تاکسی) میخواهد تا پذیرش کنارش باشد. مرد میپذیرد و ناگهان میشود همراه زن... بعد همسر زن... بعد همسر صیغه ای زن... بعد ضارب زن... و بعد قاتل زن!!! و او در طی کسب تمامی این القاب و عناوین چه محترمانه و چه بیشتر غیر محترمانه، هیچ نمیگوید.فقط سکوت میکند. مرد بازمانده جنگ است.این را پای معیوبش میگوید و اشناییش با محیط بیمارستان قدیمی مانده از دوران جنگ.هیچ نمیگوید. بر خلاف زن او نمیترسد. در نظر او همه چیز ان طور که هست، درست است! سرجای خود است! لزومی ندارد که فعلا چیزی بگوید پس سکوت میکند. سکوتی که هم میتواند حرص ادم را در اورد و هم میتواند یاداوری باشد از سکوت راهب های بودایی!  بستگی دارد چگونه به زندگی نگاه می کنیم! بستگی دارد چگونه به زندگی نگاه میکند! ان مرد را میگویم. باید زن باشی تا بدانی مردِ مرد بودن شاخ غول را شکستن نیست! غریب نوازیست با فرستادن دسته گلی از مریم که حواست هست  با گلهای صورتی خوشگل تر شود. مردِ مرد بودن زیر بال و پر گرفتن نوزادیست که مادرِ نگرانش میداند رفتنیست. چقدر مرد است او که اگر فردای امروزش با نوزادی یک روزه به خانه رود،خیالش راحت است.همه باورش دارند...

کارگردان: رضا میر کریمی - نویسنده: رضا میرکریمی و شادمهر راستین - محصول 1392

/ 5 نظر / 8 بازدید
نیلوفر

چقدر قشنگ نوشتی. معلومه که فیلم هم خیلی قشنگ بوده. البته من فکر میکنم که ستا جونم چی کشیده در سینما چون اصلا فیلم مورد علاقه ی اون نبوده

مریم

چقدر خوب نوشتی نگین جان.چقدر دلم خواست این فیلمو ببینم.

نسيم

خب من بايد منتظر باشم كه سي دي اين فيلم رو بخرم چون اهل سينما رفتن نيستم و فقط تو خونه فيلما رو ميبينم.

زردالو

چه توصیف زیبایی :) فیلمای رضا میرکریمی که عشقن همشون. این خانومه هم که تو فیلمه که اسمشو نمیدونم خیلی خوشم میاد ازش. همونیه که تو فیلم ضدگلوله نقش زن مهدی هاشمی رو بازی میکرد؟ و توی سریال وضعیت سفید نقش منیژه... خیلی خوب بازی میکنه. پرویز پرستویی هم که دیگه اصن حرف ندارههه. الان دلم میخواد برم سینما اینو ببیــــــــــــــــنمممم [خوشمزه]

احسان

عالی بود، همه چیز درسته.