مدیر ساختمان ما

مدیر ساختمانی که ما در ان زندگی میکنیم یک اقای فوق العاده محترم است. یک معلم باز نشسته ی با صبر و حوصله که با این اپارتمان خودش را حسابی سرگرم میکند.حیاط و پشت بام  ساختمان قلمروی بلا منازع اوست و البته اهالی ساختمان هم ادمهای بی سر و صدایی هستند که خوشبختانه نه در کار یکدیگر دخالت میکنند و نه در کار اقای مدیر. این باعث  شده که اقای مدیر هر طور که بخواهد ریاست کند که خوشبختانه همیشه خوب و مفید ساختمان را اداره میکند. انقدر خاک و گل و گلدان و نهال میخرد که خدا میداند. ( با پول شارژ ساختمان ) یک باغچه به حیاط اضافه کرده و باغچه قدیمی تر را به ترفندی زیبا در راستای عمودی افزایش داده! به گمانم هر چند وقت یکبار یک کامیون خاک روانه باغچه های نه چندان بزرگ ساختمان ما میشود! فقط موز و کیوی نداریم وگرنه که همه جور گیاهی در ان پیدا میشود! در کوچه هم یک باغچه انبوه بوجود اورده و به ان هم حسابی رسیدگی میکند.دیروز که داشتم بیرون میرفتم، یک شلنگ بزرگ نارنجی، شبیه شلنگهای اتش نشانی دیدم که از در حیاط خارج شده بود. رد ان را گرفتم. از کوچه خارج شده از خیابان هم رد شده و دیدم ان طرف خیابان به شیر اب کوچک باغچه کنار خیابان، که شهرداری برای ابیاری درختان محل از ان استفاده میکند، وصل شده است. دانستم که اقای مدیر ساختمان تصمیم گرفته که جهت ابیاری باغچه ها از اب چاه استفاده کرده و این طوری در مصرف اب شرب لوله کشی صرفه جویی کند.تدبیر جالبی که فقط حال و حوصله ی چون اویی را میطلبد. در ضمن ایشان یک کارگاه ابزار اساسی در پشت بام دارد و خیلی وقتها انجا خودش را مشغول میکند. گاهی صدای فِرِز و تق توق نجاری که ازدریچه کولر شنیده میشود امانِ مان را میبرد اما او انقدر خوب و محترم است که هیچ کدام از اهالی ساختمان، اعتراضی به او و سرگرمی های دوران بازنشستگی اش نمیکنند.

/ 6 نظر / 5 بازدید
نسيم

خوش به حالتون. مدير ساختمان خوب واقعا نعمته. مدير ما و همسرش متاسفانه وظيفه افتخاري سرك كشيدن به زندگي بقيه رو خيلي بهتر از بقيه وظايفشون انجام ميدن.

دلابانو

چه آدم جالبی! و البته کمیاب!

زردالو

وای چه خوب :) ساختمان ما چند تا آدم داره که هر از گاهی یه برنامه برامون ترتیب میدن :)) از تهمت زدن به مدیر ساختمون گرفته، تا بهانه های دیگه... واقعاً این سر و صداها اذیت نمیکنه چون آدم میدونه پشتش چیز خوبی هست :) همیشه شاد باشید :)

نیلوفر

بنده به تجربه میگم که ساختمون مدیر داشته باشه خیلی خوبه. خونه قبلی ما اصلا نمیفهمیدیم راه پله ها کی کثیف میشه کی تمیز میشه همیشه مثل دسته گل بود. اینجا همیشه کثیفه بعد از تسونامی تهران هم که کل خاک و گرد و غبار و آشغالای محل اومد جمع شد توو حیاط و راه پله ها و پارکینگ ما رسما مثل خونه متروکه ها شده کسی هم همت نمیکنه یه فکری بکنه به حال این ماجرا. صد رحمت به خونه خانم هویشام [وحشتناک]

نیلوفر

خواهرم ما همچنان منتظریم چشممون به جمال ماهی شکم پر روشن بشه چی شد پس؟؟؟

نازبوی

سلام عزیز قسمتی از متن پست آخرتون رو در پایین صفحه ی ای که می خواستم با اون وب لاگم را باز کنم دیدم و کنجکاو شدم سری به وب لاگتون بزنم . شما هم مثل من حال و هوای فروتبال و سری پر از شور و انرزی دارید . منم با پسرم پای تلویزیون نشسته و پخش مستقیم فوتباها یا احیانا والیب نگین جان شما شاغلید یا خانه دار . تحصیلات دانشکاهی هم دارید ؟