قطار شبانه لیسبون

کتاب قطار شبانه لیسبون را تمام کرده ام. یک کتاب قطور با داستانی طولانی. درواقع داستان در داستان هایی طولانی!  داستان گریگوریوس معلم مسن و استاد زبان شناسِ اهل سوئیس که به طور اتفاقی زن جوانی را از خود کشی نجات میدهد. زنی که اهل پرتغال است و زبان دیگری نمیداند. و بعد  یافتن یک کتاب کوچک به زبان پرتغالی که وی را شیفته نگارنده اش میکند و این ها همه با هم باعث میشود تا بدون برنامه ریزی قبلی روانه سفری به لیسبون پرتغال شود. ازاین جا به بعدعلاوه بر داستان گریگوریوس، به موازات هم، داستان زندگی نویسنده کتاب کوچک، یعنی امادئو پرادو  و داستان نزدیکان و اطرافیانی که به نحوی با وی در ارتباط بوده اند و هم محتویات  فلسفی و نه چندان ساده  ان کتاب روایت می شود.امادئو پزشک تیزهوش و متفکری بوده که به نهضت مقاومت علیه حکومت دیکتاتوری زمان خودش می پیوندد. البته برای تبرئه خود.  پس ازانکه در مقام پزشک، جان قصاب لیسبون، رئیس اطلاعات و امنیت وقت،را نجات میدهد و منفور مردم میشود... کتاب را پاسکال مرسیه سوئیسی نوشته است و خانم مهشید میر معزی ترجمه نموده. ترجمه ای که ان را اصلا نپسندیدم!

قسمتهایی از متن کتاب:

(( شاید یکی امیدوار باشد که با کاهش انتظارات خود، واقعی تر شود و به صورت یک هسته ی سخت و کوچک اب برود و به این وسیله در مقابل درد و نا امیدی مصون شود. اما داشتن یک زندگی که فقط انتظارات دور از دسترس و گستاخانه به ادم ارائه دهد یا یک زندگی که فقط از انتظارات پیش پا افتاده مانند رسیدن اتوبوس خطی تشکیل شده باشد، چه طور است؟))

(( میدانی فکر کردن دومین چیز زیبای زندگیست. زیباترین چیز زندگی شعر است.اگر اندیشیدن شعر گونه وجود میداشت و شعری که فکر میکرد، دیگر دنیا بهشت میشد.))

(( تخیل ا خرین پناهگاه مااست.قدرت تخیل و صمیمیت، در کنار زبان، تنها چیزهایی بودند که مقدس میدانست. میگفت اینها ارتباط زیادی با هم دارند.بسیار زیاد.))

اما فیلم قطار شبانه لیسبون که با بازی جرمی ایرونز در نقش گریگوریوس ساخته شده . ان را هم خیلی دوست داشتم. خصوصا که با چند تایی تغییر کوچک در داستان ان را جذاب تر کرده بودند. در فیلم از ان همه مفاهیم  پیچیده فلسفیِ موجود در کتاب خبری نیست و ما فقط قصه اصلی امادئو پرادو را دنبال میکنیم ان هم بیشتر مثلث عشقی که گرفتارش میشود. در فیلم گریگوریوس تنها جوینده ایست بر احوالات امادئو در حالیکه در کتاب گریگوریوس به تحلیل و شناخت از خود هم میرسد و دائم در خودش کند و کاو میکند. در کتاب بارها و بارها ازعلاقه گریگوریوس به اصفهان و زبان فارسی سخن به میان امده اما در فیلم شاید یک بار کلمه فارسی را میشنویم و در کتاب شخصیتهایی هست که در فیلم، نامی از انها مطرح نمیشود.

کارگردان: بیل اگوست - محصول2013 المان ، سوئیس و پرتغال - ژانر:درام

 

 

/ 1 نظر / 13 بازدید
نیلوفر

قربون دستت فیلمش رو برای من بگذار کنار