نقد ، قبل از اثر یا بعد از ان؟

چند وقتی است که میخواهم کتاب فرانی و زویی دیوید سالینجر را بخوانم. اما هر وقت دست میگیرمش یکی دوصفحه خوانده و نخوانده زمین میگذارمش. چون یادم میافتد که قبل تر ها جایی خوانده ام که داریوش مهرجویی، پری را با برداشتی ازاد از این کتاب ساخته است و از شما چه پنهان من پری را اصلا اصلا دوست نداشتم.میدانم بالاخره میخوانمش، فرانی و زویی را میگویم اما این هم شد از ان کتابهایی که طلسم میافتد در خواندنش . یادم باشد بهتر است بعد از خواندن کتاب و دیدن فیلم، سراغ نقدش بروم با ذهن ازاد خودم.

 

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
Clown

سلام موضوع کتاب چی هست؟

Clown

ممنون که در موردش گفتین سعی میکنم پیداش کنم و بخونم

نیلو

بنده پری رو ندیدم. این کتاب رو هم نخوندم. اما ناطوردشت معروف رو از سلینجر خوندم. قشنگ بود. امان از این کتابهای طلسم درش افتاده. بنده الان یه همچین حالتی رو با دنیای صوفی دارم...

غلامعلی کشانی

من دوباره پس از 40 سال رمان خووندن رو شروع کرده ام، اما این بار کلاسیک ها رو. قبلا ایدئولوژیک و سیاسی خونده بودم. اما الان رمان های کلاسیک رو می خونم. دن آرام رو به تازگی خوندم، این بار با چشمانی بازتر. هر دو کتاب ناطور دشت و فرانی و زویی را هم تازه خوانده ام. امروز فرانی را تموم کردم. توو یه نفس خوندمش. همین امروز شروع و تمومش کردم. کتاب خووبی بود. نویسنده نظریه ی معنویت شناسانه‌ی خودش رو در قالب یه داستان که فقط سه گفتگوست ارائه می ده. هر دو داستان سالینجر فقید، از ذهنی مغشوش و درهم برهم و اما خلاق و صاحب نظر حکایت می کنند. در واقع هم هولدن و هم فرانی و هم زویی که همه شون آدم های قاطی ای هستند، شخصیت و درونیات خود سالینجر رو دارن روایت می کنند. کتاب ناتور دشت عینی تره و فرانی و زویی ذهنی تر است. همون جور که دوستی در بالا گفته، شخصیت پردازی ی خوبی هم کرده. نظریه ی دینی ی سالینجر در این کتاب اینه که باید با مردم جوش خورد و براشون قیافه نگرفت، تا بتونی یه سالک واقعی باشی (چیزی که به‌نظر میاد خود سالینجر از انجامش گریزان بوده، چرا که خودش بر خلاف "بهاگاواد گیتا"، با انزوا بیشتر خوش بوده تا با جوش

سپهر

نخوندینم,نخوندین.چون من دو بار خوندم و هر دو بار به این نتیجه رسیدم که هیچ حرفی واسه گفتن نداره,عرفان و فلسفه ای که میگن کتاب رو تشکیل داده,همش تو سطح اثر باقی میمونه و هیچ وقت عمق پیدا نمیکنه.دیالوگها ضعیفه و جملات کلیشه ای. به نظرم سالینجر فقط یه "مد روز" تو دنیای رمان بود که مترجمای ما هم به همین دلیل دنبالش رفتن