وقایع اتفاقیه

دقیقا یک سال و یک ماه و پنج و شش روز است که شروع کرده ام به پا گذاشتن روی برخی قاعده های معمول زندگی . روی اصول رایج روزمرگی.

ازقطع رابطه با کسانی که بیشتر بار بودند تا یار. بارهایی که نمیدانم چگونه و چرا و به کدامین حکم این همه سال تحملشان کردم!

کنار کشیدن از برخی بایدها. شکستن  چرتکه ای مزخرف در مرکز زندگی ام که این یکی کار را از همه بیشتر دوست داشتم. احیای برخی حقوق زندگی که انگاری چشمهایم را بر رویشان بسته بودم و ای کاش یک مطلب مینوشتم برای دختران جوان شاد و شنگولی که روانه محضر میشوند برای عقد ازدواج و برایشان  از شرط و شروط ضمن عقد میگفتم که اگر پایش بیافتد از نان شب هم واجب تر میشود!

من برای تک تک اینهایی که گفتم با چنگ و دندان جنگیده ام. به نظرتان تناقض ندارد  با ان پسوند "ارام" که نام وبلاگ ، یدک میکشد؟؟ که در تمام مدتی که اینجا مینوشته ام ، بارها و بارها از من پرسیده اند که این "ارام" دیگر چه صیغه ای است؟من فقط میدانم که در سخت ترین جنگها، ارام ترین افراد، بهترین فرماندهان بوده اند!

به نظرم ادمها مثل چشمه ای هستند که قرار است از درون زمین بجوشد. تا سر ریز  نشوند سرازیر نمیشوند.  تا تحمل میکنی سر ریز نمیشوی! تا سرازیر نشوی راه را پیدا نمیکنی.

گاهی باید با لگد کوبید در چهار طاق برخی چهار چوبها و شکستشان. و ان وقت دید که (( شاید خدایی که همواره مشغول داد و ستد با روح بیچاره  انسانها باشد، وجود نداشته باشد. شاید به جای ان خدایی مهربان وجود داشته باشد که جهان هستی را برای ما و راحتی ما افریده است.*))

و من این روزها اتفاق های خوبی را تجربه کرده ام . اخریش ملاقات دوستی عزیز پس از بیست و یک سال بی خبر بودن از یکدیگر است. برغم این که در این دوره و زمانه دوستان قدیمی همدیگر را در محیطهای مجازی پیدا میکنند. همدیگر را که نه ، سایه یکدیگر را پیدا میکنند، ما وسط قطار مترو یکدیگر را در اغوش کشیدیم. بیست و یک سال کم زمانی نیست.دانشجوی دکترا بود، ازدواج نکرده بود. ازدواج کرده بودم ، از درس و تحصیل دور ماندم.عجب بده بستانی دارد این دنیا!

 

*: نوشته داخل گیومه برگرفته از کتاب "زندگی کوتاه است" نوشته یوستاین گوردنر

 

/ 4 نظر / 12 بازدید
آرام

خیلی متن عالی بود. همیشه برام نماد و اسطوره صبر و آرامش بودید چون برام عجیب بود خانمی با این سبک نوشتن و سطح مطالعه خانه داری رو انتخاب کرده. هر روشی رو که در پیش می گیرید و هرجا هستشد براتون آرزوی موفقیت می کنم. ما متاهل ها همیشه بهایی رو باید پرداخت کنیم.

majid

چقدر متن قشنگی بود---تا اخرین سطرهایش فکر می کردم خودتان نوشته اید..که چقدر شبیه نوشته های خودتان بود...لذت بردم--شاید قسمتی از متن کار خودتان بود..مثل توضیح پسوند ارام و هر چه بود مراشگفت زده کرد..بدنبال کتاب خواهم رفت. و تاسف از رفتنتان..برای خودمان..که گاهی دلتنگ می شویم..با متن های خوب و دلمه های خوش رنگ و پارک های بازی شلوغ... برایتان دعا می کنم موفق باشید .که حتما همینطور خواهد بود.که همه ما به انرزی های مثبت هم بدجوری نیاز داریم... شاید ااگر اجازه ای بود ماهها بعد خبرتان را از ایمیلتان جویا شدیم. فقط یادمان باشد تعداد لایک ها و دیده شدن ها موفقیت نیست...که چه بسیارند پرشمار مزخرفات پر از لایک و بیننده...بنابراین موظف هستم که از اگاههی های شما در این مدت که با ما تقسیمشان کردید سپاسگذاری کنم.....از فیلم های خوبی که معرفی کردید... و بقول سید علی صالحی نازنین...دیدار ما به همان نمی دانم کجای همیشگی...به همان حوالی هر چه باداباد....همیشه برقرار باشید

لیلا بانو

نگین جون چقدر این متن دلنشین و عمیق و دوسداشتنی بود عزیزم .چقدر این جمله در سخت ترین جنگها ارام ترین افراد بهترین فرماندهان بودند .عالی بود واقعا میگم که پر از مفهوم بود .عزیزم الهی که همیشه و همه جا موفق باشی و چه عالی که تونستی بعضی ها رو از خودت دور کنی و اروم بشی و عالی تر اینکه دوستتو پیدا کردی و برای لحظاتی شاد بودی

آنه

میخوندمتون و در وبلاگ زندگی آنه می تونید منو ببینید. چه همه کلی نوشتین . ذهن خواننده در گیر سوال میشه که چی شده.پاراگراف سوم ؟ لبام ورچیده شد نوشتید دیگه نمی نویسید[ناراحت]