برنده هایی، بازنده!

از قدیم گفته اند دوری و دوستی. چه گل گفته اند و چه دُر سفته اند. روی سخنم با اقایانیست که فکر میکنند. خانه شان باید ورِ دلِ مادر جانشان باشد. اقایانی که به خانواده خود، فرشته پنداری دچارند.سالهای عمر که بگذرد میفهمند، زندگی را باخته اند و چه لحظاتی که سر حرفها و بحثهای صد من یک غاز به هدر رفته است. برنده هایی، بازنده!خوشبختانه زندگی اپارتمان نشینی امکان این اتفاق را این روزها کم کرده است.اما میدانم که در شهرهای کوچکتر هنوز هم این گونه است.اصولا پس از ازدواج نباید ور دلِ هیچ مادری زندگی کرد.نه مادر شوهر و نه مادر زن. مادر های مهر طلب زندگی را جهنم میکنند. من خودم هم یک مادر هستم...

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
زردالو

خدایا کاش لااقل نسل بعدی مامانهای ایران، نسل بهتری بشن...

محمد

مهم این است که دلبستگی هایمان را تعریف کنیم . اگر عاشقانه زندگی را ترجمه کنیم هرگز کسی مزاحم نیست .حتی دشمن .درک ها ی متفاوت را گاهی افراد تحمل نمی کنند. من قبول ندارم د وری و دوستی . گاهی فاصله ها خسارات جبران ناپذیری به زندگی ها وارد می کند. البته مستقل بودن فرق دارد با فاصله داشتن . باید مستقل بود اما هر روز با خانواده ارتباط داشت .ما اینگونه هستیم و لذت می بریم .سالهاست کنارهم اما مستقل زندگی می کنیم.کاش می نوشتی مستقل باشیم نه دور از هم . بسیاری از ضرب المثل ها با فرهنگ ما مخالفت دارد. الان بسیاری از پدران و مادران پیر را به خانه سالمندان می سپارند.چه بی احترامی از این بالاتر . هیچ فرزندی نمی تواند یک روز شکم مادرش را که به مدت نه ماه با جسم و روح او عجین بوده جبران کند و...

نیلوفر

مامان نشدن راحت ترین راه حل است. والا [نیشخند]

دلابانو

خواهرهای مهرطلب همیشه خونه مامانشون تلپ رو هم باید اضافه کرد البته[نیشخند]