سفر باید که مایه ارامش جان باشد، نه ازار روان!

بچه که بودم، پیش میامد که بابا سالی یکی دوبار، همین که میرسید خانه، میگفت: حاضر شوید برویم شمال مسافرت.مسافرت هامان این گونه بود. بدون برنامه ریزی قبلی انچنانی و مادر تبحر پیدا کرده بود در جمع کردن فوری فوتی وسایل سفر. این گونه عازم شمال میشدیم و کلی خوش میگذراندیم. نه از شلوغی خبری بود، نه از ترافیک. نه از گرانی جا و مکان و نه از گرانی و کمبود مایحتاج ضروری. اخرین شمالی که رفتم چند سال قبل بود با همسر و بچه ها.  در ترافیک های سختی ماندیم تا رسیدیم . شلوغی یک طرف، پلاستیک و زباله که همه جا به چشم میخورد یکطرف. این اخرین شمال من بود دیگر دور شمال رفتن را خط کشیدیم ودر عوض عیدها راه جنوب را پیش گرفتیم. یک سال بندر عباس، تقریبا شلوغ بود. سال بعد بندر بوشهر. خلوت بود و ارام و زیبا با مردمانی شاد و دوست داشتنی. عاشق بوشهر شدیم و سه تا نوروز را در ان گذراندیم، تا انجا هم شلوغ شد. شلوغ شلوغ. عیدهایش را میگویم. بعد ان یک سال بندر دیلم، یک سال هم تا عسلویه رفتیم و برای نوروز اینده داریم به چابهار فکر میکنیم .  تعطیلات عید فطرمان را هم در همدان گذراندیم. پر از مسافر بود اما هیچ شلوغی و ترافیک ازار دهنده ای ندیدیم.

خلاصه این که بیایید ما ساکنین تهران دست از این شمال رفتن برداریم و یک مدت قبل از رفتن به سفر این نقشه مبارک کشورمان را یک نگاهی بیاندازیم و سر ماشینمان را برای سفر به سمت و سوی دیگری غیر از شمال بچرخانیم. 

میدان امام همدان که بسیار شبیه میدان حسن اباد تهران است اما بزرگتر

از اشعار بابا طاهر که بر دیوار ارامگاهش نقش بسته

سیاه چادری محلی در گنج نامه همدان که زن و شوهر جوان در ان نان محلی میپختند. ان دختر زیبای سمت راستی دختر کوچولوی من است.

/ 9 نظر / 31 بازدید
رقیه

با سلام دوست داشتی یه سر اردبیل و سرعین هم بزن البته عیدا سرده باید خرداد تا اوخر شهریور بیای

zardaloo

cheghad ghashang :) khoda dokhtaretoono hefz kone [ماچ] daghighan manam ziad az shomal raftan khosham nemiad. kash la aghal mardomi ke miraftan oonja ro kasif nemikardan :( she're baba taheram ke fogholade bood :) che sade o ghashang e sherash aman az mehraboonie yek tarafe

پونه

راست میگین کشور ما جاهای قشنگ زیادی داره

نسيم

يه سري هم برو سمت كردستان. من يه بار موقع عيد اونجا بودم. درسته سرده ولي محشر بود . تو روستاهاش هم همش رقص محلي داشتن.

سپهر

ضمنا این میدون,جز معدود میدونای شهرستانهاست که شش تا خروجی داره. دختر کوچولوی زیبایی دارین.خداوند نگهدارش.

شعیب

سلام هرگز از خودمان نگوییم . بگذاریم اگر صفاتی داریم از دهان دیگران شنیده شود..

پــآییــــزآنـــــﮧ

والا :( به خدا شمال عید و تابستون خیلی شلوغه :( یا هر وقت سال که تعطیل میشه :( والا ما شمالیا هم تو ترایک می مونیم و نمی تونیم حتی استان خودمونو هم بگردیم :(

مریم

سلام. چقدر خوبه اهل مسافرت هستی.ما هنوز بچه مدرسه یی نداریم معمولا مسافرت هامون بهار یا پاییزه.من یه سال عید رفتم مسافرت انگاری از زمین و زمان ادم میباره.دیگه هم عید نرفتیم مسافرت.دخملتون هم خیلی نازه .خدا حفظش کنه.

باران

چابهار تا حالا نرفتم خيلي دوست دارم برم[لبخند]