پسر من

21 بهمن پسرم وارد سیزده سالگی شد و دقیقا یک ماه هم هست که شروع کرده به ژل زدن به موهایش.مدام میپرسد که مامان موهایم خوب شده است؟ چند روز پیش هم که از مدرسه برگشته بود، سوال کرد که مامان به نظرت من هم ازدواج میکنم؟ از یک طرف دلم برایش ضعف میرود بس که دوستش دارم و از سوی دیگر ته دلم میترسم! نگرانم، نگران مسیری که پیش رو دارد.انچه که در انتظارش است. افرادی که سر راهش قرار خواهند گرفت و هزار دلهره دیگر. اما میدانم از ان ادمهایی هستم که به راه عقیده دارم این که هرکس باید راه خودش را برود. اهل سخت گیری زیاد، نصیحت کردن زیاد و بکن نکن های زیاد نیستم. خیلی نکته های زندگی را در قالب قصه ها و سرنوشتها برایش تعریف میکنم و قضاوت را به خودش وامی گذارم و البته یک چیزی هم هست بین من و خدایم . همیشه از او میخواهم بهترین ها را سر راه فرزندانم قرار دهد. این که من بیش از هر چیز انها را به او سپرده ام. که ناتوانم از در افتادن با حساب و کتابهای این دنیا و او برای من در این راه کافیست.

/ 5 نظر / 2 بازدید
حقدوست

سلام دوست گرامی. امیدوارم خداوند متعال فرزند عزیزتان را حفظ کند و عاقبتش را بخیر کند و زیر سایه پدر و مادر آینده پر خیر و برکتی داشته باشد. در ضمن مطالب وبلاگتون جالب بود. موفق باشید

زردالو

کار خوبی میکنید سخت گیری نمیکنید :) چون اینجوری پسرتون به شما اعتماد میکنه و از بیان تصمیمات و کارهاش نمیترسه. مادرشوهر من بسیار دخالت میکنه و سختگیره ولی هیچکس هم به حرفش گوش نمیکنه. مادر من دخالت نمیکنه و سختگیر نیست... باز هم هیچکس به حرفش گوش نمیکنه [نیشخند] ولی در عوض رابطه ی ما با مادرمون خوبه و از اینکه باهاش صمیمی هستیم لذت میبریم :) البته ناگفته نماند که همسر ما روش تربیتی مادر ما را قبول ندارد :))

نیلو

الهی که خاله به قربونش بره. الهی که خاله دورش بگرده. یعنی من عاشقشم پسر تورو [قلب]

lمریم

مامان من هم فرزندانشو به دستهای قدرتمند خدا سپرد،و نتیجش هم واقعا رضایت بخش بوده براش،شما هم بهترین کار رو می کنید[گل]

محسن

همیشه پاینده باشند و موفق ؛ زیر سایه پدر و مادر ...